... و تو چه داني كه شب قدر چيست؟
* شب قدر، كدام شب؟
در اين باره گذسته از گروهي كه شب قدر را شب خاصي از سال نمي شمارند و آن را از مقوله زمان برتر دانسته اند، روايات و اقوال به چند دسته قابل تقسم است:
1ـ شب قدر يكي از شبهاي آخرين دهة ماه مبارك است.
2ـ شب قدر يكي از ليالي مفرد دهة ماه مبارك رمضان است.
“شيخ طوسي به هنگام تفسير سورة قدر مي گويد:
“بدون هيچ اختلافي در ميان شيعه، شب قدر در دهه آخر ماه رمضان و از شبهاي فرد است”.(1)
3ـ شب قدر يكي از شبهاي نوزدهم، بيست و يكم و بيست و سوم ماه مبارك است.
امام صادق (ع) در پاسخ به يكي از طالبان شب قدر فرمود:
“آن را يكي از شبهاي نوزدهم، بيست و يكم و بيست و سوم طلب كن”.(2)
در برخي از روايات به هر سه شب اشاره شده ولكن نه در عرض يكديگر بلكه در طول هم؛ يعني گويي هر كدام ويژگي خاص خود را دارا هستند و گويا اگر كسي چيزي بطلبد بايد از همان شب نوزدهم شروع كند؛ مانند روايت زير:
زرارة ـ رضوان الله عليه ـ از امام صادق (ع) نقل مي كند: “در شب نوزدهم {همه چيز} تقدير و اندازه گيري مي شود، در شب بيست و يكم بسته مي شود و در شب بيست و سوم امضاي نهايي مي گردد.”(3)
ويژگي شب قدر آن است كه آنچه در آن از جانب پروردگار عالم دربارة انسانها مقدر مي گردد، حتمي و قطعي است، با نگاهي اجمالي به كتابهاي مخصوص دعا در اين ماه پر بركت عبارات زير بسيار تكرار شده است:
“اللهم اجعل لي فيما تقضي و تقدر من الامر المحتوم و مما تفرق من الامر الحكيم في هذه الليله، في القضاء الذي لايرد و لايبدل ….” چنان كه پيداست عبارتهاي “المحتوم” و “لايرد” و “لايبدل” همه دليل عدم تغيير اين تقديرات است. از اين رو در شب بيست و سوم تقديرات امضاء مي شود و قطعيت مي يابد. در نتيجه، اين روايت نيز در واقع تأكيدي بر شب بيست و سوم است.
4ـ دسته اي از احاديث، شب قدر را يكي از شبهاي بيست و يكم و بيست و سوم دانسته اند: مانند احاديث زير:
امام صادق (ع) فرمود:
“شب قدر در شب بيست و يكم يا بيست و سوم است”.(4)
“عبد الواحد بن مختار انصاري“ مي گويد: به امام محمد باقر (ع) عرض كردم، مرا از شب قدر آگاه فرماييد. فرمود:
“آن را در شب بيست و يكم يا بيست و سوم طلب نما”.
عرض كردم: دقيقاً آن را برايم مشخص فرماييد، فرمود:
“چه شود دو شب، سخت بكوشي {تا به چنين امر عظيمي دست يابي}.(5)
با ديدن چنين رواياتي به نظر مي رسد كه ائمه بزرگوار عليهم السلام نخواسته اند كه صريحاً و به صورت علني اين شب را مشخص نمايند؛ از اين رو همواره خواسته اند كه مردم، خود با تلاش و عبادت به چنين مرتبة برجسته اي برسند.
ابوبصير ـ رضوان الله عليه ـ نيز مي گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم: جانم به فداي شما باد، آن شبي كه اين همه به آن اميد داريم {و در پي آن هستيم} كدام شب است؟ امام عليه السلام فرمود:
“يكي از شبهاي بيست و يكم و بيست و سوم است”.
عرض كردم: اگر توان احيا و به پا داشتن هر دو شب را نداشتم چه كنم؟ امام عليه السلام فرمود: “براستي كه زنده نگاه داشتن دو شب در مقايسه با آنچه در پي آن هستي چقدر آسان است!”.(6)
جز اينها روايات ديگري نيز مشخصاً شب قدر را در ميان اين دو شب دانسته اند.
5ـ پاره اي از روايات صريحاً يا در لفافه بر شب قدر بودن شب بيست و سوم دلالت دارند، از جمله:
سيد بن طاووس با سند خود از “سفيان بن سمط” نقل مي كند: از امام صادق عليه السلام خواستم كه شب قدر را مشخصاً برايم بازگو كند، امام عليه السلام فرمود:
“شب بيست و سوم“.(7)
“ضمرة انصاري” از پدرش نقل نموده: از پيامبر (ص) شنيدم كه فرمود:
“شب قدر، شب بيست و سوم است”.(8)
حديث بعدي حديثي است كه به “حديث جهني” مشهور است. نام اصلي جهني “عبدالرحمن بن انيس انصاري” است. گويند اين شخص داراي شتر و گوسفند بوده است.
جهني براي آن كه دقيقاً شب قدر را بشناسد به خدمت پيامبر اسلام (ص) رسيده عرض كرد:
“اي پيامبر خدا (ص) من صاحب شتران، گوسفندان و غلاماني چند هستم، دوست دارم شبي را به من بشناساني كه در ماه مبارك رمضان باشد و من به فضيلت آن شب و نماز در آن نائل شوم”.
پيامبر (ص) از او خواست كه نزديك شود، وقتي كه جهني به نزديك پيامبر (ص) رسيد، پيامبر سخناني در گوش وي گفت. كسي از اين كلمات آگاه نگشت، ولي گويند هنگامي كه شب بيست و سوم ماه مبارك فرا رسيد، جهني به همراه خانواده، خويشاوندان، شتران، گوسفندان و غلامان خود وارد مدينه شد، آن گاه به هنگام صبح از مدينه خارج شد و به جايگاه اصلي اش باز گشت.
مضمون اين داستان را امام باقر عليه السلام نقل كرده است و حديث بسيار معتبري است.
سيد بن طاووس مي گويد:
“بدان كه روايات صريحي در اين كه شب بيست و سوم شب قدر است وارد شده كه بوضوح بيانگر اين حقيقت است”.
در روايات است كه امام صادق عليه السلام سخت بيمار شد و در بستر افتاد به گونه اي كه خود قادر به حركت نبود، دستور داد كه در شب بيست و سوم ماه رمضان او را به مسجد منتقل كردند و آن شب را تا صبح در مسجد زنده نگاه داشت. عده اي اين امر را نشانة حساس بودن اين شب و از علايم شب قدر مي شمارند.
در روايت آمده است كه امام صادق عليه السلام در شب بيست و سوم دوبار غسل كرد؛ يك بار در اول شب و يك بار در آخر شب.(9) عده اي نيز اين امر را كه دربارة ديگر شبها نرسيده نشانه اي از شب قدر شمرده اند.
ادامه مطلب